امروز: 1405/03/23 ساعت : 07:15

75 روز قطعی اینترنت در ایران؛ از ادعای امنیت تا بیکاری و فروپاشی اقتصاد دیجیتال

در طی چند ماه اخیر، ایران یکی از طولانی‌ترین و گسترده‌ترین دوره‌های قطعی اینترنت تاریخ خود را تجربه کرده است. نزدیک به ۷5 روز قطعی متوالی و مقطعی در سطح کشور، زندگی دیجیتال میلیون‌ها ایرانی را با بحران بی‌سابقه‌ای مواجه ساخته است. مسئولان این اقدام را «تدبیر امنیت سایبری» و مقابله با تهدیدات عنوان می‌کنند، اما واقعیت میدانی و شواهد متعدد، روایتی کاملاً متفاوت را نشان می‌دهد.

نقض امنیت در سایه قطعی اینترنت

اگر هدف از قطعی، تأمین امنیت فضای مجازی بود، چرا در همین بازه زمانی صرافی ارز دیجیتال نوبیتکس به طور کامل هک شد و میلیون‌ها دلار از دارایی کاربران به خطر افتاد؟ چرا بانک سپه و بانک ملی ایران نیز هدف حملات سایبری گسترده قرار گرفتند و اطلاعات حساس مشتریان در معرض خطر قرار گرفت؟ قطعی اینترنت نه تنها مانع این حملات نشد، بلکه عملاً حس امنیت را از مردم گرفت و نشان داد که سازوکارهای دفاعی سایبری کشور حتی پس از ۷5 روز قطعی نمی‌توانند از مهم‌ترین نهادهای مالی محافظت کنند.

اینترنت پرو؛ یا «امنیت لاکچری»؟

در اقدامی عجیب، همزمان با قطعی گسترده، سرویس «اینترنت پرو» با تعرفه‌های چندین برابر نرخ قبلی عرضه شد. استدلال مسئولان این بود که کسب‌وکارها و کاربران ضروری می‌توانند با خرید این سرویس، اتصال پایدار داشته باشند. اما این منطق، عدالت امنیتی را نقض می‌کند. اگر قطعی برای امنیت همه مردم و جلوگیری از تهدیدات ملی است، چرا فقط افرادی که توانایی پرداخت هزینه‌های گزاف را دارند، شایسته امنیت هستند؟ تبدیل امنیت پایه به یک کالای لوکس، یعنی پذیرش نابرابری در برابر تهدیدات سایبری. با فرض این که فقط به کسب کار ها اینترنت پرو داده شود پس تکلیف مشتریان چه می‌شود! مثل این می‌ماند با قلاب ماهی بخواهیم در بیابان ماهی صید کنیم!

امنیتی که جلوی مرگ و بیکاری را نمی‌گیرد

ادعای امنیت در حالی تکرار می‌شود که در همین مدت جنگ، گزارش‌های متعددی از کشته شدن شهروندان در نقاط مختلف کشور منتشر شده است. آیا امنیت سایبری می‌تواند بدون تأمین امنیت جانی و معیشتی مردم معنا داشته باشد؟ علاوه بر این، قطعی اینترنت به نابودی گسترده کسب‌وکارهای آنلاین انجامیده است. بر اساس برآوردهای صنفی، ده‌ها هزار فروشگاه اینترنتی، فریلنسر، تولیدکننده محتوا و فعال حوزه دیجیتال مارکتینگ عملاً بیکار شده‌اند. صاحبان مشاغل کوچک که تمام سرمایه خود را روی اینستاگرام یا وب‌سایت شخصی گذاشته بودند، اکنون بدون مشتری و بدون درآمد مانده‌اند. نرخ بیکاری در میان جوانان فعال در اقتصاد دیجیتال به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

نابودی سئو و سرمایه دیجیتال کسب‌وکارها

یکی از خاموش‌ترین اما مخرب‌ترین پیامدهای قطعی طولانی، آسیب جبران‌ناپذیر به سئوی وب‌سایت‌هاست. ربات‌های موتور جستجوی گوگل در دوره قطعی، به سایت‌های ایرانی دسترسی ندارند. نتیجه این می‌شود که صفحات وب از ایندکس حذف شده و رتبه‌های کلیدی در نتایج جستجو به طور کامل از بین می‌رود. ماه‌ها و سال‌ها سرمایه‌گذاری برای دیده شدن، طی چند هفته قطعی به صفر می‌رسد. بسیاری از کسب‌وکارهای آنلاین پس از بازگشت اینترنت، عملاً از صفحه اول گوگل سقوط کرده‌اند و برای بازگشت به وضعیت قبل، به هزینه‌های سنگین تبلیغاتی نیاز دارند. کسانی هم که از سرور های خارجی استفاده کرده اند عملا وبسایت آن ها فقط با فیلتر شکن قابل رویت می‌باشد و این یعنی ترافیک صفر!

شکاف طبقاتی در دسترسی؛ مسئولان متصل، مردم منقطع

تصاویر و اسکرین‌شات‌های متعددی در فضای مجازی دست به دست می‌شود که نشان می‌دهد مدیران ارشد و مسئولان حوزه سایبری، بدون هیچ مانعی از اینترنت پرسرعت و بدون فیلتر استفاده می‌کنند. برخی از آن‌ها حتی در توییتر (که رسانه‌ای فیلتر است) به فعالیت مستمر ادامه می‌دهند. این شکاف آشکار، این سؤال اساسی را ایجاد می‌کند: آیا تهدیدات سایبری فقط متوجه مردم عادی است؟ آیا امنیت ملی فقط برای کسانی که پست‌های دولتی ندارند، خطرناک است؟

پیام‌رسان‌های داخلی؛ وعده‌ای که عمل نشد

در غیاب پلتفرم‌های خارجی، کاربران ناچار به استفاده از پیام‌رسان‌های داخلی شدند، اما این ابزارها نیز فاجعه‌بار عمل می‌کنند:

  • زیرساخت ضعیف: ارسال حتی یک ویدیوی کوتاه ۱۰ ثانیه‌ای ممکن است ساعتها طول بکشد و بارها با خطا مواجه شود.
  • محدودیت ظرفیت: برخی از این پیام‌رسان‌ها دیگر کاربر جدید ثبت‌نام نمی‌کنند و عملاً برای تازه‌واردها بسته شده‌اند.
  • محدودیت شدید حجم فایل: حداکثر حجم مجاز برای ارسال فایل در اغلب موارد زیر ۵۰ مگابایت است، در حالی که نیازهای کاری و آموزشی روزمره به ارسال فایل‌های حجیم‌تر نیاز دارد.
  • قطع و وصل مداوم: حتی زمانی که اینترنت ملی در دسترس است، خود این پیام‌رسان‌ها دچار اختلال و قطعی مکرر می‌شوند.
  • فقدان امکانات حرفه‌ای: تماس تصویری گروهی با کیفیت معقول، اشتراک‌گذاری صفحه، بکاپ‌گیری خودکار و سایر امکانات پایه یا وجود ندارند یا غیرقابل اعتمادند.

به عبارت روشن، مردم در حال حاضر نه به پیام‌رسان‌های خارجی کارآمد دسترسی دارند و نه ابزار داخلی قابل قبولی برای ساده‌ترین نیازهای ارتباطی خود می‌یابند.

بیکاری گسترده و پیامدهای اجتماعی

قطع ۷۵ روزه اینترنت، ضربه‌ای مهلک به اشتغال وارد کرده است. چه بسیار جوانانی که به عنوان برنامه‌نویس، طراح گرافیک، ادمین فروشگاه‌های اینترنتی، مدرس آنلاین، یوتیوبر و فعال شبکه‌های اجتماعی امرار معاش می‌کردند، اکنون بدون منبع درآمد مانده‌اند. آموزش آنلاین مدارس و دانشگاه‌ها عملاً فلج شده است. مشاوره‌های تلفنی و آنلاین در حوزه روانشناسی و پزشکی از کار افتاده است. فریلنسرهای ایرانی که با کارفرمایان خارجی همکاری می‌کردند، پروژه‌های خود را از دست داده‌اند و اعتبار حرفه‌ای آن‌ها خدشه‌دار شده است. این تنها یک مشکل «ارتباطی» نیست؛ یک بحران معیشتی تمام‌عیار است.

سوال بی‌پاسخ درباره تهدیدات خارجی

مسئولان بارها یکی از دلایل قطعی اینترنت را جلوگیری از نفوذ عوامل بیگانه مانند موساد عنوان کرده‌اند. اما این استدلال نیز از پایه سست است. یک نهاد جاسوسی حرفه‌ای با امکانات پیشرفته و خطوط ارتباطی اختصاصی، هرگز برای عملیات خود به اینترنت عمومی و محدود مردم وابسته نیست. قطع اینترنت تنها کسانی را آسیب می‌زند که حق دسترسی آزاد به اطلاعات را دارند؛ شهروندان عادی. نه دشمن خارجی را متوقف می‌کند و نه از نفوذ سایبری جلوگیری می‌نماید. آنچه باقی می‌ماند، فشاری سهمگین بر معیشت و آزادی مردم است.

فضای بسته نقد؛ حتی در خبرگزاری‌های داخلی

گستاخانه‌تر آنکه حتی رسانه‌های رسمی و خبرگزاری‌های داخلی نیز گزارش‌هایی از اعتراض صنوف، کسب‌وکارها و شهروندان عادی به قطعی‌های مکرر منتشر کرده‌اند. اما شهروندانی که این اعتراضات را مطرح می‌کنند، به جای دریافت پاسخ شفاف، با سانسور و حذف مواجه می‌شوند. کاربران فضای مجازی به سرعت بن می‌شوند و صفحاتشان مسدود می‌گردد. گویی انتقاد از یک سیاست نادرست، خود جرمی بزرگتر از قطعی ۷۵ روزه اینترنت است.

مسئولان امنیت سایبری؛ چه می‌کنند جز قطع کردن؟

نکته تلخ پایانی این است: مسئولانی که در حوزه امنیت سایبری و شبکه ملی اطلاعات با حقوق ماهیانه از بیت‌المال تغذیه می‌شوند، در این ماه‌های طولانی چه دستاوردی جز «قطع اینترنت» داشته‌اند؟ فلسفه وجودی این نهادها و بودجه‌های کلان آن‌ها اگر قرار است تنها خروجی‌شان خاموش کردن سراسری اینترنت برای ۸۵ میلیون نفر باشد، چیست؟ مگر نمی‌شد با همان هزینه‌ها، راهکاری هوشمندانه‌تر، پایدارتر و کم‌آسیب‌تر برای تأمین امنیت طراحی کرد؟

جمع‌بندی: پایان یک سیاست شکست‌خورده

۷۵ روز قطعی اینترنت در سال ۱۴۰۵، بدون شک به عنوان یکی از پرهزینه‌ترین و بی‌نتیجه‌ترین سیاست‌های فضای مجازی در تاریخ ایران ثبت خواهد شد. ادعای امنیت سایبری با هک شدن همزمان صرافی‌ها و بانک‌ها، ارائه اینترنت چندین برابر گران‌تر، ناتوانی پیام‌رسان‌های داخلی، بیکاری گسترده، نابودی سئوی کسب‌وکارها و دسترسی آسان مسئولان به اینترنت آزاد، به کلی بی‌اعتبار شده است.

آنچه امروز مردم ایران تجربه می‌کنند، نه امنیت است، نه اقتصاد، نه توسعه. چیزی جز سرخوردگی، عقب‌ماندگی و تحقیر روزافزون در عصر دیجیتال نیست. ضروری است سیاستگذاران به جای اصرار بر اشتباه، مسیر را اصلاح کنند و دسترسی آزاد، پایدار و عادلانه به اینترنت را به عنوان حقی بنیادین برای همه شهروندان به رسمیت بشناسند؛ بدون اینکه مجبور باشند هزینه «اینترنت پرو» بپردازند یا در پیام‌رسان‌های ناکارآمد گرفتار آیند.

لطفا شما نیز نظرات و تجربیات خود را در مورد قطعی اینترنت طولانی مدت کشور با ما به اشتراک بگذارید.

عمو ویکتور

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *